عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
137
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
است پارهء گرمتر رفت : ابو بكر بآواز سخن گفت تا مصطفى او را بشناخت ، توقف كرد تا وى در رسيد پس هر دو بهم مىرفتند ساعتى ابو بكر در پيش ميرفت و ساعتى باز پس ايستاد : فقال ص يا أبا بكر مالك تمشى ساعة بين يدى و ساعة خلفى فقال يا رسول اللَّه اذكر الطلب فامشى خلفك و اذكر فامشى خلفك و اذكر الرصد فامشى بين يديك . فقال يا أبا بكر و اذا كان شيء احببت ان يكون بك دونى . قال : نعم و الذى بعثك بالحق ما يكون من ملمة الا احببت ان يكون بآل ابى بكر دونك . چنان بهم ميرفتند تا بغار و اين غار كوه ثبير است بر در مكه و ميگويند غار ثور است به زير مكه بر راه مدينه پس ابو بكر از پيش در غار رفت و در همه غار ميگشت و پهلو بر زمين مينهاد پس باز ميگشت و باز بر مىخاست رسول خدا گفت چه مىكنى يا أبا بكر گفت : يا رسول اللَّه غير انست و غير ان از حشرات و هوام زمين و سباع خالى نبود ، خواستم كه اگر از اين چيزى باشد بارى به من رسد نه به تو كه رنج تو نخواهم . ابو بكر دست بهر جايى و بهر گوشهء فرا ميكرد تا چه بند آخر سوراخى ديد پاى خود بر در آن سوراخ نهاد و بنشست چون ايشان در غار قرار گرفتند رب العالمين عنكبوت را فرستاد تا بر در غار همان ساعت خانهء خويش بساخت و دو مرغ حمامه آمدند و بر در غار نشستند و همان ساعت خانه بنهادند و گفتهاند كه بر در غار درختى بر آمد آن ساعت چنان كه ايشان را بپوشيد . بامداد كافران خبر يافتند و بر پى ايشان بيرون آمدند تا بگيرند چون نزديك غار رسيدند ابو بكر گفت يا رسول اللَّه اتينا آنك آمدند دشمن و بما رسيدند مصطفى گفت : لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا اندوه مدار يا أبا بكر كه خداى با ماست پس گفت اللهم اعم ابصارهم عنا بار خدايا ديدها و چشمهاشان از ما در پوشش آر تا ما را نبينند . ايشان بدر غار رسيدند خانهء عنكبوت ديدند بر در غار تنيده و مرغ خايه نهاده و درخت بر آمده گفتند اگر درين جايگه كسى بودى از اين هيچ نبودى و گفتهاند امية بن خلف بر در غار بول كرد چنان كه رشاش آن به ابى بكر ميرسيد و ايشان را نمىديد و در خبر است كه ابو بكر گفت يا رسول اللَّه لو نظر احدهم الى قدمه لابصرنا ، اگر يك تن از اين كه ما ميجويند فرا پشت پاى خود نگرد ما را ببيند مصطفى جواب داد بو بكر را يا ابا بكر ما ظنّك باثنين اللَّه ثالثهما چه ظن برى به دو تن